تو به آینه ها پیوستی ... من به زمستان

 

فاصله چیست ؟ در فرهنگ لغات دنبال این واژه می گردم . میگوید : "مسافت میان دو چیز " .  به همین سادگی ! دو چیز . وقتی قرار است این دو چیز یکی من باشم یکی تو ، چقدر فاصله واژه ی غم انگیزی می شود . وقتی قرار است این دو چیز یکی دستهای من باشد یکی دستهای تو ، یکی لبهای من باشد یکی گونه های تو ، یکی خنده های کودکانه ی تو باشد ، یکی دل من که این همه آب می شود چقدر این واژه تنها و افسرده است ... " مسافت میان دو چیز " تعریف فاصله نیست . فاصله اندوهی ست که از پس سالها پنهان شده و یهو دلت را منفجر می کند و قلبت را از جا در می آورد . فاصله ، ذهن مشوشی ست که غروب کرده است و آرام ندارد ... فاصله انتظاری ست برای رسیدن به نمی دانم چندم هر ماه  که قرار است تو را در آغوش بگیرم ، ببوسمت و برایت شعرهای کوتاه بخوانم .. فاصله مسافت میان دو چیز نیست ، مسافت میان دو اتفاق است ، اشک و لبخند . مسافت میان دو روح است ، یکی گریان و دیگری معصوم .. فاصله ، نتیجه ی یک شکست است .. نتیجه ی یک طوفان که زندگی زیر و رو کرده است .. " مسافت میان دو چیز " برای فاصله تعریف کوتاهی ست ، سرسری ست ، بی بخار است .. فاصله ، رد خونی ست که از دل ها چکیده است و بر روی هر یک از قطره هایش نیلوفری در آمده است ... فاصله ، زیادش خوب نیست .. کمش هم خوب نیست ... فاصله تنها ست و در غروب پنج شنبه ی تابستانی باران را صدا می زند ..

 

یادداشتک 1 ) حالم خوب است ، روزگارم خوب است ، همه چیز خوب است  اما ...

یادداشتک 2 ) اما در فرهنگ فارسی معین : ( اَم) {ع.} (ق.)  تفصیل و تاکید را می رساند ، ولی ، لیک ، ولیکن ، تو کاربهانه آوردن ؛ ایراد گرفتن

 

 


برچسب ها: زندگی
+  پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۶| 23:47 | الف.ر  |  |